سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

89/1/1
6:56 عصر

بهار سوگوار

بدست محمد صالح یقموری در دسته شعر

نه لب گشایدم از گل نه دل کشد به نبید
چه بی نشاط بهاری که بی رخ تو رسید

نشان داغ دل ماست لاله ای که شکفت
به سوگواری زلف تو این بنفشه دمید

بیا که خاک رهت لاله زار خواهد شد
زبس که خون دل از چشم انتظار چکید

به یاد زلف نگونسار شاهدان چمن
ببین در آینه جویبار گریه بید

به دور ما که همه خون دل به ساغرهاست
زچشم ساقی غمگین که بوسه خواهد چید؟

چه جای من که در این روزگار بی فریاد
زدست جور تو ناهید بر فلک نالید

ازین چراغ توام چشم روشنایی نیست
که کس زآتش بیداد غیر دود ندید

گذشت عمر و به دل عشوه می خریم هنوز
که هست در پی شام سیاه صبح سپید

کراست سایه درین فتنه ها امید امان؟
شد آن زمان که دلی بود در امان امید

صفای آینه خواجه بین کزین دم سرد
نشد مکدر و بر آه عاشقان بخشید

ه.ا.سایه، تهران، فروردین 1354


<      1   2